ماجراي امروز

اين مطلب توسط پيمان نوشته شده :

من معمولا علدت ندارم مسا ئل و اتفاقات روز مره خودمو اينجا بنويسم ، ولي خب امروز(شنبه) يه اتفاق جالب تو دانشگاهمون افتاد كه گفتم برايه شما هم تعريف كنم .
صبح بود ... تازه از خواب بيدار شده بودم كه يكي از دوستام اومد خونمون ... گفت تو هنوز خوابي ؟ پاشو برو دانشگاه ببين چه خبره ... گفتم چي شده ؟ گفت دانشجو ها جمع شدن دم در دانشگاه و تحصن كردن ... گفتم برو بابا حال نداريم ، تو دانشگاه ما از اين خبرا نيست ... خلاصه هر چي اون گفت ما باور نكرديم ... تا ساعت 2 كه كلاس داشتم و رفتم دانشگاه ... نه ... باورم نميشد ... چه خبر بود ... چه جمعيتي...تمام بچه هاي دانشكده فني مهندسي اونجا جمع شده بودن ... دخترا ، پسرا ، همه اونجا بودن ... يعني اينجا دانشگاه خودمونه؟ ... جلو در دانشگاه موكت انداخته بودن و همه همونجا نشسته بودن ، چند تا پلاكارد و اطلاعيه هم به در و ديوار زده بودن ... نه بابا دانشگاه ما هم بالاخره يه تكوني به خودش داد ... داشتيم دور و بر رو ديد ميزديم كه يهو يه دختر خانوم خوشگل و با كلاس اومد گفت : ميبخشيد ، اينجا چه خبره؟ گفتم شما خبرنگاريد ؟ گفت : اره ... و كارتشو در اورد و نشونم داد ... منم خوب يكم قيافه متفكرانه اي گرفتم و خلاصه كلي كلاس و ... بعد يادم اومد كه خودمم خبر ندارم... ( خلاصه ابرومون رفت 7.gif ) گفتم : من همين الان اومدم ، خبر ندارم ، گفت : به به عجب دانشجوي فعالي، گفتم : حالا شما چرا بين اين همه ادم اومدين سراغ من ؟ گفت : هيچي همينجوري ( بيچاره ميخواست بگه چون خيلي خوش تيپي اومدم ، ولي روش نشد ، منم به روش نياوردم 8.gif
4.gif ) بگذريم ...
و اما بشنويد از ماجراي اين تحصن : دانشگاه ما كه سر تا پاش مشكله ... كمبود مكان اموزشي(تو يه كلاس 30 نفري 80 تا دانشجو رو ميخوان جا بدن) ... كمبود امكانات ... كمبود استاد خوب و خلاصه اونقدر مشكل داره كه حد و اندازه نداره ولي تا دلتون بخواد دانشجو ميگيره و خوب دانشجو ها هم هميشه از اين قضيه شاكي بودن ولي هيچوقت به صورت گروهي كاري انجام نداده بودن يعني تا حالا زمينش جور نشده بود ، تا اينكه ظاهرن چند روز پيش سلف سرويس دانشگاه ولخرجي كرده بود و كباب داده بود به دانشجو هاي روزه دار و خوردن كباب ها همان و مسموم شدن بعضي از اونها همان ... و اين جريان يه جرقه اي شد براي اين تحصن و همچنين نقطه شروعي شد براي اينكه دانشجو ها تمام مسائل و مشكلات خودشون رو مطرح كنند و خواستار استعفاي رئيس دانشگاه بشن ... البته امروز دانشجوها نذاشتن كه هيچكدوم از مسئولين رده بالاي دانشگاه بيان و سخنراني كنند و خواستار يه نماينده از اداره مركزي شدن ، فقط يكي از مسئولين رده بالاي شهر اومد ( بازم به معرفت اين اقا ) و چند دقيقه اي صحبت كرد ... خلاصه اين جريان هنوز ادامه داره ...
حالا جدا از هر اتفاقي كه در روزهاي اينده خواهد افتاد( حالا ممكنه اصلا هيچ اتفاقي نيوفته) ولي يه چيز خيلي مهم بود ، اونم اينكه دانشجو ها همشون با هم متحد شدن و بدون اينكه بخوان اين مسئله رو سياسي كنند( چون اصلا سياسي نبود و ربطی به مسائل سياسي نداشت ) و الكي به چيزهاي ديگه ربطش بدن ، همه دست به دست هم دادن كه شايد بتونن يه كمكي به خودشون و وضعيت ناجور اين دانشگاه بكنن و حتي نماز ظهر رو هم با هم خونده بودم ( كه متاسفانه من نبودم ) و بعدشم همه پولهاشون رو رو هم گذاشتن و براي افطار مواد غذايي گرفتن و اين كارها خيلي قشنگ بود ... نقطه اوج تحصن ديروز اونجايي بود كه دانشجو ها ( چه دخترا و چه پسرا ) دستهاي همديگه رو گرفتند و همه با هم و يك صدا بيانيه مربوط به اين تحصن رو خوندند ... من خودم يه حس عجيبي داشتم كه قابل گفتن نيست...
تا ببينيم فردا چي ميشه ...

/ 30 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرا

الهی بمیر م برای دانشهو های ایرانی... مااینجا خارج از ایران هیچ خبری از این جیزا نداریم...امیدوارم که درست بشه. ولی تورو خدا مواظب باشید که بیرونتون نکنند. Take care, ok_

baner

man baraye neveshteham ehtiaj be nazar daram .mamnoonam age be man sar bezanid.

afshin

لطفا بقیه ماجرا رو هم بنویس و اسم دانشگاهتون چیه؟ سایت قشنگی داری! راستی اسم وبلاگ من هم "بودن یا نبودن" هستش و اول فکر کردم به من لینک دادی! حالا که از این اسم خوشت می آد می تونی به من هم لینک بدی[:))] موفق باشی

parisa

ba in ke moshkel jameo mamlekato daneshgahaye ma ba ye tahson hal nemishe,amma khoda poshte panahetoon ke zaboone rooze tahasoon mikonid.omidvaram ke be haghetoon beresid.

hedieh

بابا بي خيال e تحصن....

sara,tala21

salam.dar morede blogam bayad begam are.albatte ke bi dalil naneveshtam.dalilesh in bood ke mikhastam ye nazar khahi dashte basham dar morede eibhaye eshghe zamini az bacheha ke moteassefane khieli ghalat bardasht kardan.lotfan matlabo dobare bekhonin.

sara,tala21

rasty farda daneshgah shiraz baz tahasson va eteraze nessbat be masaleye aghaye agha jeri va emrooz baz ahange yare dabestani too daneshkade tanin andaz bood.sara

niloofar

salam ,merci ke be ma sar zadi,va linkemoon kardi,bazam sar mizanam:)

رضا

اميدوارم موفق باشيد

پيمان

مرسي از نظراتتون ... بابا خجالتمون دادين ...